
اوّلین کار امام زمان(ع) «اصلاح دین» است. همچنانکه علی(ع) در فرمان خود به مالک اشتر فرمودند: «یا مالک إنّ هذا الدّین کان أسیراً فی أیدی الأشرار یُعمل فیه بالهوی». مالک، فقط باید دین خدا را آزاد کنیم؛ این دین در دست اشرار اسیر شده است. آنها بر اساس هوا و هوسشان آن را اجرا میکردند. آن روز فقط حدود 25 سال از بدو اسلام گذشته بود، امّا الآن که بیش از هزار سال گذشته و در هر دورهای اندیشههای راهزن و منحرفکننده آمده است، طبیعتاً آن دین دیگر دین خالص و واصب نیست.

در زمان ظهور حضرت مهدي(ع) عدهاي با او موافق و گروهي با او مخالف هستند. در ميان مخالفان برخي پيش از ظهور با او دشمن بوده و بعضي پس از خروج و قيام او، در برابرش ميايستند؛ اين دسته در زمان غيبت حضرت جزء موافقان و دوستداران و شيعيان او به شمار مي آيند ولي پس از آنكه ولي عصر(ع) نقاب غيبت كبرا از رخ بركشيد، به علل و عواملي او را نپذيرفته و بدتر در مقابل او صفآرايي ميكنند.
سرآغاز ظهور را بايد تاريخ 23 ماه رمضان پيش از ظهور(عاشورا) بدانيم. در صبحگاهان اين روز جبرييل امين و ملک مقرب خداوند ندا در ميدهد:«صبح نزديک شد. بدانيد حق با مهدي (و در برخي روايات آل علي(ع)) و شيعيان اوست. اين ندا را همگان به زبان خويش ميشوند و با شنيدن اين صدا خوابها بيدار، نشستهها ايستاده ميشوند

جهان در زمان ظهور چه وضعيتي دارد؟
بحرانها، جنگها و شورشهاي عصر ظهور چه مناطقي از جهان را بيشتر تحت تأثير قرار ميدهد؟
در مدت زمان قبل از ظهور چه سرزمينهايي دستخوش آشوب و بحران خواهند بود؟
آيا ما ميتوانيم كشتارهاي كنوني شيعيان را در نهايت زمينهساز شورش سفياني بدانيم؟

پس از در گذشت و يا شهادت امام حسن(ع), ماموران خليفه عباسى حركت گسترده اى را آغاز كردند و به جست و جوى فرزند و جانشين آن حضرت پرداختند(1). در هر جا كه احتمال وجود امام زمان(ع) را مى دادند, حضور مى يافتند. هدف آنان از هجوم به منزل امام حسن(ع) و اذيت و آزار بنى هاشم, دستگيرى و قتل فرزند امام حسن(ع) بود. اين پيگيرى خطرى بزرگ براى آينده امامت بود, كه با قد رت و حكمت پروردگار مهدى(ع) از نظرها پنهان گرديد و از خطرها به دور ماند.
|
|
|
در حديث داريم كه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ميفرمايد: «هر كس بگويد مرا ديده، دروغ گفته است»؛ در حالي كه در بسياري موارد، از شخصيتهاي بزرگ نقل شده است كه امام زمان را ديدهاند. تناقض را حل كنيد. براي آن كه بتوان به درستي در اينباره گفت و گو كرد و به قضاوت نشست، ابتدا لازم است متن كلام حضرت را به دقت مرور كرد، تا روشن شود مراد امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف چيست. حديثي كه بحث مشاهده و دروغگو بودن مدعي مشاهده را مطرح ميكند، آخرين توقيع و نامهاي است كه امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به چهارمين و آخرين نايب خاص خود، چند روز پيش از مرگ او نوشته است. متن نامه چنين است: بسم الله الرحمن الرحيم؛ اي علي بن محمد سمري! خداوند، اجر برادرانت را در عزاي تو عظيم گرداند. به درستي كه تو تا شش روز ديگر از دنيا ميروي. پس به كارهاي خود رسيدگي كن و به احدي وصيت مكن كه پس از وفات، جانشين تو شود. به تحقيق، دومين غيبت (غيبت كامل) واقع شده است. پس ظهوري نيست. مگر بعد از اذن خداي عزّوجّل و آن، بعد از مدّتي طولاني و قساوت دلها و پرشدن زمين از ظلم خواهد بود. به زودي نزد شيعيان من ميآيد، كسي كه ادعاي مشاهده ميكند. بدانيد كسي كه ادعاي مشاهده كند، پيش از خروج سفياني و ندا، او دروغگو و افترا زننده است. و لاحول و لاقوة إلا بالله العلي العظيم.2 اين حديث، در بردارنده نكاتي است، از جمله: 1. مدعيان مشاهده، در اين دوره، وجود خواهند داشت. 2. مدعي مشاهده، پيش از خروج سفياني و ندا (دو علامت حتمي ظهور) هم دروغگو است و هم افترازننده. افترا يا تهمت، آن است كه فردي به شخص ديگر، عملي يا قولي را نسبت دهد، در حالي كه او چنين نكرده باشد؛ بنابراين، بين دروغگوبودن و تهمتزدن، تفاوت است. هر دروغگويي، تهمتزننده نيست. اگر كسي فقط مدعي ديدن باشد؛ ولي به حضرت، نسبتي ندهد، ممكن است دروغگو باشد؛ ولي تهمتزننده نيست. امام، در اين نامه هر دو صفت ناپسند را به مدعي مشاهده، وارد كرده است؛ يعني، مدعي مشاهده، نسبتي نيز به حضرت ميدهد. اين نكات در نامه، بزرگان را بر آن داشت، تا با تأمل و تدبّر دقيقتر، به محتواي نامه بنگرند و سپس اظهار نظر كنند. عدهاي با توجه به اينكه نامه، در آخرين روزهاي عمر نايب چهارم صادر شده و در آن، به پايان نيابت خاصه تصريح شده است، چنين گفتهاند كه مراد از مدعي مشاهده، ادعاي نيابت خاصه و ارتباط با حضرت است؛ زيرا نيابت خاص يعني حضور نزد حضرت، همراه شناخت آن بزرگوار و رساندن سؤالات مردم و ابلاغ پاسخها و پيامها. اين فرد، هم ادعاي ديدار دارد و هم آنچه ميگويد را از جانب حضرت بيان ميكند و حرفها را پيام حضرت اعلام ميكند.1 حضرت امام خميني رحمه الله عليه ميگويد: مراد از تكذيب مدعي مشاهده اين است كه فردي، مدعي ملاقات باشد؛ ولي شاهد و دليلي نداشته باشد.3 شهيد صدر ميگويد: مراد، ادعاي انحرافي است كه شخصي با ادعاي مشاهده و ارتباط، بخواهد عقايد و نظر خود را با نام پيامهاي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به مردم القا كند.4 برخي نيز گفتهاند: مراد از تكذيب مدعي مشاهده، تكذيب مدعي ظهور است.5 بنابراين ميتوان دريافت كه در روايت، صِرف ديدار، منتفي نشده است و عالمان نيز نفي اصل ديدار را استفاده نكردهاند. به علاوه، روايت، مدعي مشاهده را كذّاب ميداند؛ حال اگر كسي امام را ببيند و به ديگران نگويد، تحت اين روايت قرار نميگيرد؛ لذا اصل ديدار، امر ممكني خواهد بود. نكته آخر اينكه علماي ما كه موفق به ديدار حضرت شده بودند، آن را براي مردم بازگو نميكردند؛ بلكه اطرافيان و خواص آنان، از روي شواهد و قرايني يا در زمانهاي بعد، متوجه وقوع ديدار آن عالم با امام ميشدند؛ لذا عالمان تحت «عنوان مدعي مشاهده» قرار نميگيرند و اين روايت، با داستان ملاقات برخي بزرگان تنافي ندارد. تذكر: اينكه در اين دوران مدعيان دروغين فراواناند، بنابراين بايد متوجه بود و فريب آنان را نخورد. پي نوشت 1. كمال الدين، ج2، ب45، ح 45. 2. بحار الانوار، ج52، ص151. 3. انوار الهداية، ج1، ص256. 4. تاريخ الغيبة الصغري، ج1، ص639-654. 5. مهدي منتظر، ص93. نظر یادتون نره تو رو به خدا
|
خدایا..! به تو محتاجم ..به هیچ چیز دیگری نیاز ندارم
نه لذت..نه جاه...نه قدرت
من تو را میخواهم..فقط تو را
..............
بارالهی ..انگونه که طبیعت چهره عوض کرد و رنگ زندگی و حیات بخود گرفت
و همه کهنگی خود راریخت تا لباسی تازه به تن کند
کمک کن تا من نیز از هر آنچه که برایم حجاب شده بدر آیم و لباسی نو از معرفت تو به تن کنم
که وجود من نیز بهاری شود...و من نیز به گل نشینم
............................
یآحق
.jpg)
در انديشة مهدوي مباحث متعدد و متفاوتي مطرح ميشود. يكي از مهمترين آنها، مسأله «دولت مهدوي» است كه دامنه گستردهاي هم دارد و به همين جهت تعبيرهاي مختلفي از اين دولت در ادبيات ديني (به خصوص ادبيات شيعه) شده است كه هر كدام از تعبيرها به جنبهاي از جنبههاي متعدد حكومت مهدويت اشاره دارد.
برخي از تعبيرهايي كه در روايات در مورد دولت و حكومت امام مهدي(ع) آمده به شرح زير است:
1. «دولت جهاني» كه اشاره به قلمرو حكومت دارد؛
2. «دولت عدالت» كه اشاره به بسط عدالت در زمان حاكميت اين دولت دارد؛
3. «دولت كريمه» كه اشاره به محوريت كرامت انسان در اين دولت دارد و به طور مشخص بيان شده كه كرامت مداري يعني عزت اسلام و مسلمين از يك سو و ذلتف نفاق و منافقان از سوي ديگر؛
4. «دولت صالحان» كه اشاره به صالح بودن زمامداران آن است؛
5. «دولت حق» كه اشاره به حقمداري اين دولت و نتيجة آن؛ يعني بسط حق و رفع باطل است؛
6. «دولت مستضعفان» كه اشاره به حاكميت يافتن كساني دارد كه از سوي صاحبان زر و زور و تزوير به استضعاف كشيده شدهاند؛
7. «دولت امنيت» كه اشاره به امنيت فراگير در آن دولت است؛ امنيتي كه هم اجتماعي است و هم ايماني؛
8. «دولت رفاه» كه اشاره به فراگيري رفاه در پهنة زمين است و...
يكي ديگر از تعبيرهايي كه از دولت مهدوي شده ولي كمتر مورد توجه قرار گرفته، تعبير «آخرين دولت» است. در اين نوشتار برآنيم تا در اين باره سخن بگوييم. در اين بحث سه مسأله مطرح خواهد شد؛ يكي اين كه منشأ اين تعبير چيست؟ ديگري اين كه معني آخرين دولت چيست؟ و سوم اين كه علت آخر بودن دولت مهدوي كدام است؟

زنانى كه به محضر امام زمان مى شتابند آنهايند كه در آن ايّام مى زيسته اند و همانند ديگر ياران امام عليه السلام به هنگام ظهور در حرم امن الهى به خدمت امام عليه السلام مىرسند. در اين باره دو روايت وجود دارد:
خبرگزاري عربستان در بياناتي به نقل از رئيس پليس منطقة رياض گفت: در شب پنجشنبه، دوم رمضان 1423، نيروهاي امنيتي مسئول محافظت وزارت اقتصاد و دارايي ملي، مشاهده كردند كه شخصي مسلح تلاش ميكند، وارد اين وزارتخانه شود در حالي که به صورت بيهدف تيراندازي ميكرد. مذاکره با اين مجرم كه ناصر بن هايس بن سرور المورقي نام داشت و تابعيت كشور عربستان را دارا و متولد 1396 بود، درخواست مقداري پول و دادن اجازة سفر به خارج از عربستان را كرد. او ميپنداشت كه مهدي، خليفـةالله است.

حارث بن مغيره ميگويد: به ابي عبدالله حسين بن علي (ع) عرض كردم:
امام مهدي (ع) با چه نشانهاي شناخته شود، فرمود: « با آرامش و وقار. عرضكردم: و (نيز) با چه نشانهاي؟ فرمود: با شناختن حلال و حرام الهي و به اين كه مردم به اومحتاج اند و او به كسي نياز ندارد».
نظر یادتون نره
مى پرسند:
چرا از حضرت مهدى (عج ) آن همه سخن به ميان آمده پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و همه ائمه عليهم السلام در فرصتهاى مختلف از آن حضرت سخن گفته اند، حتى به جزئيات و شمائل و خصوصيات مربوط به آن حضرت تصريح كرده اند... كه درباره هيچ يك از ائمه عليهم السلام چنين نيست ؟
پاسخ :
اين همه توجه پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و امامان به حضرت مهدى (عج ) و ذكر ويژگيهاى شخص آن حضرت و قيام او... به خاطر چند جهت است :
1- مردم در طول زمان ، خود را آماده ، ظهور آن حضرت كنند و با داشتن هدف مشخص ، دنبال آن حضرت را بگيرند تا حكومت جهانى از دست استكبار جهانى بيرون آيد و بدست صالحان قرار گيرد و اين كار با نهضتهاى اسلامى عميق و پى گير قابل اجرا است .
2- ذكر خصوصيات براى آن است كه افراد دروغگو كه از معتقدات مذهبى مردم سوء استفاده كرده و در طول تاريخ خود را همان مهدى موعود خوانده اند، شناخته شوند و رسوا گردند.
3- اهميت مهدى (عج ) و انقلابش كه اميد همه در همه جهان در تاريخ است ، نيز عاملى است كه قبل از ظهورش از آن حضرت سخن بسيار به ميان آيد و قلبها و روحها بنام نام آن حضرت سرشار از اميد و توجه به آينده روشن گردد، و مؤ منان و مستضعفان بدانند كه خداوند آنها را به خودشان واگذار نكرده ، آنها حجت بر حق دارند، رهبرى معصوم ، پشتيبان آنها است ، با چنين پشتيبانى از هيچ چيز و هيچ كس نهراسند و تحت رهبرى او به پيش روند.
و در طول زمان غيبت ، با توجه به اوصاف او، دريابند كه چه كسى مى تواند به نيابت عام آن حضرت ، زمام امور و رهبرى را بدست گيرد، دريابند كه بايد نزديكترين فرد به اين خصوصيات و اوصاف ، بر مسند نيابت عام آن حضرت بنشيند و به عنوان ولايت فقيه مردم را رهبرى كند.
اما اگر اين خصوصيات ذكر نمى شد و اين همه اهميت به آن داده نمى شد، مردم در بسيارى از امور سياسى و اجتماعى و معنوى ، راه را گم مى كردند و از صراط مستقيم به سوى شرق و غرب پناه مى بردند.

آخِرُالزَّمان، اصطلاحي كه در فرهنگ اديان بزرگ دنيا ديده مي شود و در اديان ابراهيمي اهميت و برجستگي ويژه اي دارد. باورهای مربوط به آخرالزمان، بخشي از مجموعه عقیده هایی است كه به پايان اين جهان و پيدايش جهان ديگر مربوط مي شود و اديان بزرگ درباره آن پيشگويي هايي كرده اند.
نظر یادتون نره
ظهور كامل حق و پيروزيهاي علمي
در آيه «او كسي است كه رسول خود را با هدايت و دين حق فرستاد، تا او را بر همه اديان غالب سازد، هر چند مشركان كراهت داشته باشند».[65]
خداوند نويد قطعي ميدهد كه دين رسولش، بر همه اديان و مذاهب غلبه مييابد. وعده خداوند، قطعي الوقوع است. ولي هنوز اين وعده الهي حتمي نشده است و يقيناً حتميت پيدا ميكند.
نظر یادتون نره
اعتقاد به نجات بخش
اعتقاد به نجات دهنده از ابتدا در جوامع بشري وجود داشته است و تاريخ ميگويد: همه جامعههاي بزرگ، جامعه ي منتظرانه و همه فرهنگ ها، داراي دو شاخص مشترك اند:
نظر یادتون نره
